عطا ملك جوينى
875
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
ولايتى كه لشتهنشاى حاليّه جزو آن بوده است ) از شمال كوتم بر كنار دريا افتاده » . و چون كوچسفان خود بر كنار دريا واقع بوده پس واضح است كه كوتم كه در جنوب كوچسفان بوده بالضّرورة مبلغى تا دريا مسافت داشته . و نيز گويد كه « رشت در مغرب شمالى كوتم است « 1 » » و از اين فقره نيز در كمال وضوح مستفاد مىشود كه كوتم متّصل به دريا نبوده و ما بين آن و دريا مقدارى مسافت بوده است . و همچنين در تقويم البلدان ابو الفدا كه آن نيز در اوايل قرن هشتم مقارن تأليف همين تاريخ اولجايتو تأليف شده نقلا از قول كسى كه خود به رأى العين كوتم را ديده بوده گويد كه « كوتم يك روز تا دريا مسافت دارد « 2 » » . پس بنابراين مقدّمات مذكوره آنچه حمد اللّه مستوفى در نزهة القلوب ص 163 گفته كه « كوتم از اقليم چهارم است و در كنار دريا افتاده است و بندرگاه كشتى كه از گورگان [ ظ : گرگان ] و طبرستان و شيروان از آنجا بيرون مىآيد و حاصلى عظيم دارد » بدون شبهه از راه مساهلهء در تعبير است و مقصود وى از « كنار دريا » قطعا قرب جوار دريا بوده نه اتّصال حقيقى بدان . و همچنين مراد وى از بندرگاه بدون شك معنى اعمّ اين كلمه بوده يعنى شهرى نزديك دريا و مخزن امتعهء تجارتى كه از كشتى بدانجا يا از آنجا به كشتى حمل مىشود ( چنان كه در عرف امروزه گويند كه رشت بندرگاه گيلان است ) نه بندر به معنى اخصّ يعنى شهرى كه بر ساحل حقيقى دريا واقع باشد . از قرن نهم به بعد گويا املاى « كوتم » به كلّى مهجور و املاى « كوهدم » يا « كهدم » به جاى آن معمول شده است و در عموم مؤلّفات اين سه چهار قرن اخير كه به مناسبتى از مناسبات ذكرى از اين موضع نمودهاند نام اين ناحيه دائما الا ما شذّ و ندر « 3 » به يكى از دو صورت مذكور نگاشته شده است ، رجوع شود از جمله به تاريخ گيلان تأليف علىّ بن شمس الدّين معروف به تاريخ خانى طبع درن ( رجوع به فهرست آن ) ، و تاريخ گيلان از سيّد ظهير الدّين مرعشى طبع رابينو ( بسيار مكرّر ) ، و تاريخ عالمآراى عبّاسى ( كذلك ) ، و سفرنامهء حجّ حاج فرهاد ميرزا معتمد الدّولة طبع طهران ص 6 و 326 ، و « سواحل جنوبى
--> ( 1 ) - در نقشهء مقابل ص 185 از « اراضى خلافت شرقيّهء » لسترنج كوتم در شمال شرقى رشت ( بهجاى جنوب شرقى آن ) رسم شده و آن سهو واضح است . ( 2 ) - « كوتم بضمّ الكاف و واو ساكنة ثمّ تاء مثنّاة فوقيّة مضمومة ثمّ ميم فى الآخر قال منم رآها و كوتم مدينة لها بساتين و هي ناقلة عن البحر مسيرة يوم و قال فى العزيزى كوتم مدينة كبيرة للجيل » ( تقويم البلدان ص 328 - 329 ) . ( 3 ) - مثل سفرنامهء مؤلّف طرائق الحقائق مطبوع در آخر آن كتاب 3 : 283 كه در اينجا نام اين موضوع به طرز قديم « كوتم » مكتوب است .